آرشیو دسته بندی

شعر

از گل و ریحان عزیزتر

با چشم هایی از گل و ریحان عزیزتر
خود را به من نشان بده از جان عزیزتر
بر روح من بپاش شعاعی زآفتاب
ای گرم! ای حرارت باران! عزیزتر!

۹ مرداد ۱۴۰۰

من کُنتُ عشق

هو مرتضی علی، مددی کن زمانه را
مولا به‌حق حضرت زهرا، بیان بده
تا بازگویم آنچه در این سینه مانده است
مولا برای از تو سرودن، زبان بده

۲۷ تیر ۱۴۰۰

در شوطِ نخست، جانِ جان می‌بینم
من هرچه که خوب هست، آن می‌بینم
حالا که به شوط هفت نزدیک شدم
در گوشه کعبه، جمکران می‌بینم

۹ اردیبهشت ۱۴۰۰

تقدیم به مولانا الحسین و ابالفضل العباس صلوات الله علیهم   امشب بیا و قرص ماهش را بغل کن لبخندهای گاه‌گاهش را بغل کن با چشم‌هایت اذن از مادر بگیر و آن کودک ابروسیاهش را بغل کن قنداقه اش را بین بازوهات بگذار چون…

۸ فروردین ۱۳۹۹

قدح

این شعر نیست رقص جنون خیز واژه‌هاست
یک مثنوی شمیم دل‌انگیز واژه‌هاست
از باده ولای تو مستیم تا ابد
از کوثرت بریز قدح یا علی مدد

۳ فروردین ۱۳۹۹

غزل‌روضه

در گوشهٔ زندان که صدا محو سکوت است
یک قلب ترک‌خورده پر از حسِ قنوت است
گفته است که در خانه کسی هست؛ شمایید
این خانه تجلیگه آیات بیوت[1] است
موسی شو و بر نیل بزن چوب عصا را
راهی بنما بادیه، عین برهوت است

۲۶ اسفند ۱۳۹۸

برپاخیز

برپاخیز برپاخیز برپاخیز
در لبنان، سوریه در عراق و یمن تویی
می گوییم تا ابد؛ پهلوان وطن تویی
جان دادی در راه عزت این وطن شهید
می‌ماند نام تو در دل مرد و زن شهید

۲۰ بهمن ۱۳۹۸

با چشمان تو عهد بستیم

پُر از بغض و دردیم، پُر از زخم کاری
کنار تو، با داغ‌هامون شکستیم
ببین دست هامون، چه جور مشت میشه
با فردای چشمان تو عهد بستیم

۲۰ بهمن ۱۳۹۸

عطر سیب از نگاه تو بارید

سوره فجر را بغل کرده است
آیه در آیه هل آتی دارد
جام‌های بهشت در دستش
مرد این قصه تا تو را دارد....

۲۰ فروردین ۱۳۹۸

تو را خدای مدینه به قلب‌ها بخشید

شبیه قطره باران که جان به ما بخشید
تو را خدای مدینه به قلب‌ها بخشید
 و روز در تپش آفتاب پنجم بود
که دست لطف خداوند ماه را بخشید

۲۰ فروردین ۱۳۹۸

خون می‌دهد به‌پای شرف تا سپاه ما

ناقابل است هدیه ما یا حسین جان
این‌یک دل است هدیه ما یا حسین جان
با تو به سمت نور کشیده است راه ما
خون می‌دهد به‌پای شرف تا سپاه ما

۲۰ فروردین ۱۳۹۸