نفحات تو

۷ فروردین ۱۳۸۶ / شعر

عطر بهشت در نفحات تو مي رسد
يك بركه عشق از بركات تو مي رسد

باران براي روشني صحن هاي توست
دريا  در ازدحام قنات تو مي رسد

چشمان تو به ماذنه ها مي وزد به ناز
از صحن ها صلاي صلات تو مي رسد

در انعكاس اين همه فانوس هاي سبز
ياقوت سرخ از جلوات تو مي رسد

سيبي كه از هميشه پر از عاشقانه هاست
در گرمي رطوبت ذات تو مي رسد

بر سينه ها سلام تو سبزينه مي شود
بر شاخه ها گل  صلوات تو مي رسد

گندم كنار صحن شما سبز مي شود
در چينه ها سهم زكات تو مي رسد

اين جا كه تشنگي لبمان را گزيده است
سقا شدي و آب فرات تو مي رسد

بغضي درون حنجره ها خانه كرده است
ها… كشتي غريب نجات تو مي رسد

مي خواستم كه كعبه …مدينه …كه كربلا
اميد داشتم كه برات تو مي رسد

اين جا چقدر بوي خدا  موج مي رند
با اين همه رد عتبات تو مي رسد

آقاي آهوانه ترين  عاشقانه ها!
اين جمعه هم شميم سمات تو مي رسد 

مطالب مرتبط

دیدگاهی ثبت نشده است.

درج دیدگاه