حاجیانی که در مبارزه با طاغوت احرام می پوشند

۱۲ خرداد ۱۳۹۵ / روزنوشت

یادداشتی برای آل طاغوت

فارغ از تمام مسایل سیاسی که این روزها در جهان اسلام می گذرد آنچه باعث تامل جدی در جامعه مسلمانان جهان است شکل برخوردهای اجتماعی گروه ها و دسته های مختلف مسلمانان با رخدادهای گوناگون است. دراین بین، تامل در اتفاقات حج سال گذشته و پیامدهای آن که منجر به ممانعت از حضور زایران ایرانی در حج پیش رو خود فرصتی جدی و مغتنم را می طلبد.

فاجعه منا را می توان از زوایای مختلف مورد بررسی قرار داد اما آنچه با پرهیز از سوگیری های سیاسی و قشری باید به آن توجه داشت. شکل مدیریت این اتفاق در سپهر اندیشه اسلامی است. سوال این جاست که مکه به عنوان قبله مسلمانان وخاستگاه انجام بزرگترین اجتماع اسلامی جهان در کنگره عظیم حج میتواند به سادگی از ورود مسلمانان به این شهر جلوگیری کند؟ مروری بر آیات مربوط به حج ابراهیمی در قرآن کریم و نظرات علمای شیعه و سنی در این باره می تواند راهگشا باشد اگرچه قطعا در شرایط فعلی امیدی به اصلاح آن نیست.
کعبه خانه ای است که هر مسلمان روزی ۵ وعده رو به سوی آن می ایستد و با خدای خود راز و نیاز می کند. مکه سرزمین مبارکی است که هدایت عالم را به عهده دارد و هدایت مقامی است آسمانی که نمی توان آن را در حصار تنگ نظری ها دچار دید. مقام هدایت مکه معظم را اگر بگذاریم در کنار اجتماع چند میلیونی هر ساله مسلمانان و اضافه کنیم به نمازهای یومیه چند میلیارد مسلمان متوجه می شویم به تنهایی همین اتفاق می تواند برای طاغوت ها خطرناک ترین شکل مبارزه باشد. یعنی مکه هدایت عالم را با اتحاد جماعت مسلمان در طول سال و با برانگیختن آنان درموسم حج چنان مدیریت میکند که هیچ دین و فرقه و گروهی این انسجام را نداشته ،ندارد و نمی تواند داشته باشد. مبنای این انسجام و اتحاد یک مبنای الهی است. یک اتفاق ماورایی است و این همان اشاره هایی است که در آیه ۹۶ سوره آل عمران به وضوح به آن اشاره شده است. إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِّلْعَالَمِينَ؛ در حقيقت نخستين خانه‏اى كه براى [عبادت] مردم نهاده شده همان است كه در مكه است[این خانه]  براى جهانيان [مايه] برکت و هدايت است.  مثلث معنی دارد مردم، برکت و هدایت در این شهر تعریف شده است و همین سه رکن اساسی است که باعث فراگیری اسلام ناب در بین آزادگان عالم است و مسلمانی را برجسته می کند.
رکن اول مردم اند. یعنی انسان هایی که فطرت خداجو دارند و گم شده هایشان را در این ساحت پیدا می کنند. فطرت مردم رو به پنجره ابدیت باز می شود پنجره ای که از عطر خوش ملکوت سرشار است. مردم وقتی احساس خوشبختی می کنند که عطر خداوند را در جانشان هویدا ببینند و مکه مظهر وزیدن عطر خداوند بر جان های مردم است. پس همانگونه که خداوند مسیرهای پنج گانه نماز را به سوی مسلمانان گشوده است تا هر روز چهره در چهره این شهر به عبادت خداوند بپردازند؛ مسلمانان نمی توان به سادگی از توجه به این شهر واین خانه معظم دور کرد. مردم روزانه به سمت کعبه به نماز می ایستند تا خود را در بندگی خدا غرق کنند. حج همان نماز است در صورتی دیگر در مقیاس متفاوت . حج شکل اجتماعی همان نماز است و مردم رکن این اتفاق عظیم . همان گونه که نمی توان نماز را از مسلمانان گرفت، حج را هم نمی توان از قاموس زندگی مردم مسلمان حذف کرد.

رکن دوم برکت است. برکت محصول حضور مردم در سرزمین امن است. سرزمینی که نشانه های روشنی از خداوند در آن تجلی دارد. سرزمینی که حتی نمی گذارد یک کودک تنها با مادرش تشنه تنهایی باشد. سرزمینی که امنیت و برکت را برای انسان ها به ارمغان آورده است. حضور مردم خداجو برای رسیدن به لذت سرشار حضور در محضر خداوند آنچنان امنیتی را فراهم می کند که در طول این سالها همواره از تمام نقاط دنیا انسان ها خودشان را به این شهر می رسانند تا درکنار هم و دوشادوش هم لبیک گویان حق پرستی وخداپرستی را فریاد بزنند. و این جز برکت چیز دیگری نیست. برکت در هم نوایی مردم با امنیت پیش می آید و این سیر صعودی به خود خواهدگرفت، وقتی روح توحید در کالبد انسان جاری باشد. این گونه است که نفس زدن در این شهر تسبیح می شود. نگاه کردن به کعبه عبادت و طواف خانه خدا بهترین لحظات بندگی. این گونه است که زمان در این شهر از تکرار می افتد و ثانیه ها رنگ سکوت به خود می گیرند تا انسان از فراخی زمان استفاده کند و زمینه را برای بندگی خویش فراهم سازد. زمان در این شهر وسیع می شود. به اندازه سینه مردمی که آمده اند خدا را در خویش پیدا کنند و این یعنی برکت یعنی امنیت یعنی صفایی که در لحظات حج جاری است.
رکن سوم هدایت است. مردم وقتی زمان را در اختیار بگیرند و از برکت لحظه ها برخوردار باشند لاجرم به سمتی هدایت می شوند که رنگ خدایی دارد. هدایت وقتی رخ نمایان می کند مقیاس تصاعدی دارد. یک انسان وقتی در سپهر هدایت قرار می گیرد آنقدر جلوات روحانی و نورانی خداوند را در می یابد که اطرافیانش ناگزیر به همان سمت کشیده می شوند. هدایت وقتی اتفاق می افتد هر انسان به یک جامعه بزرگ انسانی تبدیل می شود و به تنهایی می تواند بار رستگاری گروه های مختلفی را به دوش بکشد.این رخداد را می توان در طول سال ها ، درخنکای رمضان ، درجهان اسلام به وضوح دید. مسلمانان جهان در بی دین ترین جغرافیای زمین آنگاه که به رمضان می رسند هدایت خداوند را در شهرها می پراکنند و این گونه می شود که دنیای رمضان امن ترین لحظات است. همه جا رنگ خدایی هدایت به خود می گیرند و این گونه است که همیشه طاغوت ها و شیاطین به دنبال زودن این رنگین کمان زیبا بوده اند.
پس حج نقطه عطفی در هدایت انسان هاست. اگر این کنگره عظیم با اصالت خویش رقم بخورد نه تنها مشکلی نیست که دنیا به هدایت حج رستگار می شود اما همیشه شیطان ها هستند و دستهای آلوده خویش را به سمت شقاوت دراز می کنند.
قرآن آنجا که از مقام سقایت حاج و عمران خانه های خدا حرف می زند راز فراگیری این اتفاق را بر ملا می کند و تا امروز هرجا انسان به این راز تمسک جسته است رستگاری را در جان خود فراگیر دیده و آن را با تمام وجود لمس کرده است.
قرآن سقایت حاج و آبادانی مسجدالحرام را مقامی عالی می داند و برای کسانی که به این مقام ابراهیمی دست پیدا کنند احترام زیادی قایل است اما این مقام درجه بالاتری هم دارد. یعنی از مقام سقایت حاج و آبادانی مسجدالحرام در دنیا اتفاق مهمتری هم هست که باید مسلمانانی که به برکت و هدایت حج معتقدند به آن توجه بیشتری داشته باشند. آن راه در حقیقت راه میانه ای است برای رسیدن به هدایت. اگرچه سخت تر است اما جایگاهی رفیع و بلندمرتبه دارد.
جهاد در راه خداوند همان کلید واژه ای است که برآیند تمام بندگی ها ، برکت ها و هدایت ها در آن نهفته است. سوره توبه آیه ۱۹ به صراحت می فرماید جهادگران در مقامی بالاتر و رفیع تر از آنانی هستند که به سقایت حج اشتغال دارند. رستگاری حاصل تلاش جهادگران است آنان که با جان و مال و فرزند در راه اعتلای کلمه حق می کوشند. أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ يَسْتَوُونَ عِندَ اللّهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ؛آيا سيراب ساختن حاجيان و آباد كردن مسجد الحرام را همانند [كار] كسى پنداشته‏ايد كه به خدا و روز بازپسين ايمان آورده و در راه خدا جهاد مى‏كند [نه اين دو] نزد خدا يكسان نيستند و خدا بيدادگران را هدايت نخواهد كرد.
کلید داری کعبه و پذیریایی از میهمانان حج ابراهیمی به فرمایش قرآن از عظیم ترین کارهای عالم است اما از آن بالاتر آنانی هستند که با ایمان به خداوند مسیرهجرت از بندها را به بندگی خدا پیدا می کنند و برای رسیدن به آنها جهادگرانه می کوشند و چه زیباست که پاداش ایمان وهجرت و جهاد، رسیدن به رضوان الهی است که رضوان از معدود واژه گانی است که هنوز برای عظمت آن و عمق زیبایی هایش ترجمه ای یافت نشده است. رضوان حکایت جاودانه شدن در محضر دوست است. یگانگی با خالق است سرمستی از جام های لاهوتی است.
جهاد با این عظمتی که از آن در این آیات یاد شده است واقعا چیست؟ به نظر می رسد انسان خداجو وقتی به هدایت رب العالمین نایل می گردد باید خودش را مهیا سازد تا با هرچه غیرخدایی است مبارزه کند و در این راه هجرت وجهاد تنها مسیری است که می توان به این رضوان الهی دست یافت.همان گونه که در آیه ۲۰ سوره توبه می فرماید:  الَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ؛ كسانى كه ايمان آورده و هجرت كرده و در راه خدا با مال و جانشان به جهاد پرداخته‏اند نزد خدا مقامى هر چه والاتر دارند و اينان همان رستگارانند.

شیطان همیشه ما را سرگرم کمترها می کند. می خواهد به قله ها توجه نکنیم. می داند انسان خداجو نگاهش به قله است. قله در روزگار ما جهاد است. جهاد و مجاهده با طاغوت است . دامنه رسیدن به این قله هدایت ، عبادت است وحج برترین عبادت. شیطان این روزها چنان ما را در برگرفته که می خواهد حتی همین قله پیمایی ما را از دامنه عبادت ، کور کند. او می داند حاصل طواف کعبه و لبیک گفتن به رب العالمین رسیدن به مقامی است که مجاهده با طاغوت را رقم می زند و این گونه است که چون این روزها پرچم جهاد بر دوش مردم انقلابی ایران است مسیرهای مختلف را به روی او می بندد.
ممانعت از رفتن حاجیان به مکه معظم و جلوگیری از تعداد اندکی ایرانی تنها پیامی که مخابره می کندن این نکته است. پرچم جهاد با طاغوت به دست فرزندان این سرزمین است. وجهاد همان رضوان خداست که چشم های شیطانی را یارای دیدن آن نیست.
در شرایطی که برج های شیطانی شیوخ عرب مرتفع تر از مناره های ملکوتی مسجد الحرام شده است ندای حق و حقیقت را باید از حنجره آنهایی شنید که برای اعتلای اسلام ناب جانشان را تقدیم می کنند. جهاد این روزهای فرزندان اسلام ناب محمدی تنها در دفاع از حریم مردم مظلوم سوریه و لبنان و فلسطین وعراق نیست. امروز جهاد و مبارزه با ظلم طاغوت را حتی می توان در خیابان های اروپا به چشم دید. جهاد را می توان در ارتقای علمی فرزندان مسلمان جهان جستجو کرد. آنچه طاغوت را به لرزه انداخته است همین حضور نورانی فرزندان مسلمان پیامبر خاتم است که شیطان را زیر پا له کرده و پرچم دار انسانیت در قرن قحطسالی مروت و مردانگی شده اند.
جهاد را باید امروز در حجاب خواهران و مادران و دخترانی دید که در مهد برهنگی حضور فرهنگی خود را به جهادی سترگ  تبدیل کرده اند.
امسال اگرچه حج ابراهیمی علیرغم تمایل تعالیم اسلامی با ممانعت از حضور ایرانیان شکل می گیرد اما باید باز هم آیه ۱۹ سوره توبه را مرور کنیم که خداوند ستمکاران را هدایت نمی کند.
آنچه برای ما به عنوان انسان های آزاده سرمشقی ماندگار است این نکته نورانی است که هدایت انسان در پرتو جهاد فراگیر می شود و جهاد پاداشی کمتر از رضوان الهی ندارد. حج امسال فرزندان ایران تلاش در مجاهدت با طاغوت است. حج امسال رمی شیطان است با صلاح ایمان و لبیک به ندای آزادی خواهی پیامبر خاتم.
حاجیان ما امسال لباس احرام را در مبارزه با طاغوت به تن خواهند کرد. حج امسال ما بیتوته در دفاع از حریم حرم است . حج امسال ما سعی در رسیدن به صفای شهادت است .حج امسال ما نوشیدن از زمزم ولایت است.

والسلام
قم ۱۲ خرداد

مطالب مرتبط

دیدگاهی ثبت نشده است.

درج دیدگاه