فصل شیدایی

۲۶ اسفند ۱۳۹۵ / روزنوشت

روزنوشت‌های سفر به سامرا/ تعویض ضریح مطهر امامین عسکریین علیهم‌السلام

عکس : امیر حسامی نژاد

خادمان این حرم به نظر می‌رسد با سایر حرم‌ها فرق می‌کنند. هم جوان هستند هم مؤدب. البته ادب شرط حضور همه خادمان است، اما اینجا این ادب را می‌توانی بیشتر از پیش ببینی.
لازمه کار تعویض ضریح محیط کارگاهی است. یعنی باید زمینه‌ای فراهم شود، مهندسان راحت کار کنند تا سریع‌تر پروژه به سرانجام برسد. اینجاست که حساسیت خادمان برای اینکه زائر کمتر اذیت شود جالب به نظر می‌رسد.
برای جابجا کردن چهارچوب آهنی ضریح قبل باید فرزکاری می‌کردند. استاد احمد اصرار داشت این کار، آخر شب انجام شود تا زائران کمتر اذیت شوند. کار جمع‌کردن چهارچوب فلزی به آخر شب موکول شد. یعنی وقتی‌که دیگر زائری در حرم نیست.
خیلی سریع تمام پیکره آهنی را جمع کردند و روی قبرهای را با داربست محصور کردند و روی آن‌ها با پارچه سبز می‌پوشاندند تا به قبور مطهر بی‌احترامی نشود. در تمام این مدت یک مداح در حال خواندن زیارات مختلف بود. از جامعه کبیره بگیرید تا دعای آل یس. دعا که تمام شد، کار هم کامل شده بود. حالا وقت رفتن است. اما همین‌که قرار می‌شود بروند، فصل شیدایی‌شان شروع می‌شود. اشک امانشان را بریده. خودشان را می‌اندازند روی قبرها. باران می‌بارد بارانی از اشک‌های عاشقانه.
خادمان اینجا با حرم‌های دیگر فرق می‌کنند. از همین شیدایی‌شان معلوم است. خادمان اینجا خیلی شبیه رزمنده‌هایی هستند که برای دفاع از حریم کبریایی ائمه سامرا جانشان را سردست گرفته‌اند و آمدند جان‌فشانی.
به این‌همه غبطه می‌خورم. عکس‌های امیر را می‌بینم. نمی‌دانم چه بنویسم اما عاشقانه‌های این خادمان را باید حس کرد.
همین.

 

 

 

مطالب مرتبط

دیدگاهی ثبت نشده است.

درج دیدگاه