ماه­ مادر

۲۹ اسفند ۱۳۹۵ / شعر

روزنوشت‌های سفر به سامرا / تعویض ضریح مطهر امامین عسکریین علیهم‌السلام

برای سُکر تلاوت چو ساغر آوردند

سبو به دست از افلاک ، کوثر آوردند

به جبرییل خطاب آمد از زمین جه خبر؟

فرشته‌ها همه در عرش پر درآوردند

همین‌که غنچه لبخند ، گل به گل واشد

هزار کاکل نورسته سر برآوردند

نسیم آمد و در کوچه‌های شهر دوید

و از بهشت خرامان صنوبر آوردند

تولدش همه را مست می‌کند در عرش

گلاب ناب و گل و عود و عنبر آوردند

صدا رسید به این کوچه‌ای رسول امین!

بخوان که سوره انسان برتر آوردند

پناهگاه پدر بود مهربانی­هاش

برای حضرت خورشید دختر آوردند

کسی شبیه علی نیست بی‌نهایت محض

برای مردترین مرد همسر آوردند

حسین حرف کمی نیست در جهان، امروز

برای تربیتش ماه­مادر آوردند

چقدر روز تو خوب است… روز مادرهاست

به‌پیش گاه تو گل‌های پرپر آوردند

دلم گرفته کمی روضه در بهشت بخوان…

بنی اسد که پسرهای بی‌سر آوردند؛

دلت شبیه پرستو به آسمان پر زد

به ناگهان همه دشت خنجر آوردند

هوا زباد مخالف چو قیرگون گردید

چقدر از کف گودال  پیکر آوردند

..

 

نوشته‌ام دو سه خط نامه… مادر ملکوت!

برای تا تو رساندن کبوتر آوردند

مطالب مرتبط

دیدگاهی ثبت نشده است.

درج دیدگاه