هوای نقره و ضریح

۳۰ اسفند ۱۳۹۵ / روزنوشت

 

روزنوشت‌های سفر به سامرا/ تعویض ضریح مطهر امامین عسکریین ین علیهم‌السلام

 

اینکه کارها بعضی وقت‌ها به گیرهای بی‌جهت می‌خورد را حتماً شما هم تجربه کرده‌اید. و اینکه میدانیم زمان تنها راه نجات از این مخمصه‌هاست. حالت ما اینجا دقیقاً همین است. همه‌چیز فراهم‌شده اما گاهی نمی‌دانم ها، نمی‌گذارند کار پیش برود. درست مثل همین امروز که از هرکسی تأخیر کار را می‌پرسیم می‌گوید: نمی‌دانم! دیگر متوجه شده‌ام این نمی‌دانم ها و شانه بالا انداختن‌ها را فقط عنصر زمان حل می‌کند.
همه‌چیز مهیاست. اشکالات زیرسازی‌ها برطرف شده و بین مهندسان ما و عراقی‌ها مفاهمه صورت گرفته، همه منتظرند تا بتن‌ریزی اصلی آغاز شود اما نمی‌شود.
مهندس خوش نژاد تمام گروه ایرانی را فرامی‌خواند و می‌گوید باید در یک‌زمان بندی سریع بیس پلیت ها را جا گزاری کنیم. بیس پلیت ها همان ورق‌ها فلزی با ابعاد مشخص است که روی بتن‌ها ثابت می‌شود، بعد تراز می‌شود، تا سطح پیکره چوبی تراز  جاگذاری شود. نصب این قطعات بسیار حساس است . شکل اجرایی آن از ضریح امام حسین تا این ضریح تکمیل‌تر شده است. این قطعات هجده‌گانه که با اندازه‌های مشخص دورتادور ضریح قرار می‌گیرد نقش حیاتی در این سازه، بازی می‌کند.
مهندس تمایل دارد خودش با دقت‌ها و ظرافت‌کاری‌های خودش ، آن‌ها را نصب کند، لذا به گروه بچه‌های خودمان می‌گوید بیایند کمک. بچه‌ها که در این مرحله بیشتر گروه مستندساز هستند، باکمال میل و بسیار دقیق شروع به کار می‌کنند. در کمتر از یک ساعت و نیم تمام قطعات را نصب می‌کنند.
مهندس از این حرکت راضی است. برخلاف این روزها که خیلی از روند کار با عراقی‌ها راضی نیست، این بار خوشحال است. می‌گوید این نمونه یک کار جهادی واقعی است.
کم‌کم دارم خودم را مهیا می‌کنم تا تو را بار دیگر از پشت همان پنجره‌هایی زیارت کنم که از کودکی زلفم را به آن گره‌زده‌اند. دلم برای نفس کشیدن پای مشبک‌های نقره‌ای تنگ‌شده. مادرم می‌گفت تو را به همین مشبک‌ها دخیل بسته‌ام. می‌گفت من تو را از ضریح‌ها گرفته‌ام. و من چقدر نفس کشیدن در هوای نقره و ضریح را دوست دارم. دوست دارم نرگسی‌هایی را که اینجا از لابه‌لای ستون‌های ضریح قنوت می‌گیرند و عرش را به زمین می‌کشانند تا زیارت جامعه بخوانند.

 

 

مطالب مرتبط

دیدگاهی ثبت نشده است.

درج دیدگاه