خویش ­اندازهایی با آفتابگردان‌ها

۴ فروردین ۱۳۹۶ / روزنوشت

روزنوشت‌های سفر به سامرا/ تعویض ضریح مطهر امامین عسکریین علیهم‌السلام

 

بعضی کارها هست که وقتی انجام می‌شود، آدم می‌فهمد که چه‌کار بزرگی انجام‌شده است. یعنی خیلی‌ها در فرایندهای وسیع، آن کارها را حاشیه می‌دانند، اما بعد از گذشت زمان متوجه می‌شوند که چقدر این دست، ‌کارها ضروری است. یادم می‌آید در جریان نصب ضریح سیدالشهدا در گروه اولیه چند نفر نیروی عملیاتی مجرب بودند ، در نگاه اول کار تعریف‌شده‌ای نداشتند اما وقتی عملیات نصب شروع شد، معلوم شد این آدم‌ها چقدر به درد می‌خورند. درست همین مسئله نقطه‌ضعف این روزهای ما در نصب ضریح امامین عسکریین است. آن روزی که عملیات گرودریزی؛ سیمان فراوری‌شده ویژه، در جریان بود خیلی دلم برای هادی جمالی و حیدر خوش‌رو تنگ‌شده بود. اگر همین تصویربردارها و دستیاران تصویر نبودند این کار هم با تأخیر انجام می‌شد.
گفتم تصویربرداری، یادم افتاد بنویسم که همین مستندسازی تصویری هم ازآن دست‌کارهایی است که در نگاه اولیه همه فکر می‌کنند، کار اضافه است. اما وقتی نصب  تمام شود، می‌فهمیم که چقدر این کار لازم بوده است.
در نصب ضریح امامین عسکریین، یک گروه مستندسازی حرفه‌ای حضور دارند که فارغ از کارها به ثبت این واقعه زیبا در بهترین شکل مشغول‌اند.
صادق رمضانی، سید محمود حسینی به‌عنوان تصویربردار، وحید بیات، حسین نصراللهی به‌عنوان دستیاران، سید احمد حسینی کارگردان و آرش آقاجانی تهیه‌کننده این گروه‌اند. غیر تصاویر حرکتی نابی که در این مستند در حال تصویربرداری است، یک ابتکار تصویری، شاید برای اولین بار در این مستند دیده می‌شود و آن تصویر حرکتی بر روی یک ریل دایره‌ای به قطر ۱۴٫۵ متر در ارتفاع ۶٫۵ متری است. این ابتکار را یاسر نصراللهی طراحی و اجرا کرده است و همه امیدوارند که کار متفاوتی انجام شود.
گل‌های آفتابگردان صبح‌ها به سمت نورانیت گنبدی رخ می‌گردانند که از خورشید شهر درخشش می‌گیرند. خورشید اینجا به رنگ طلایی نابی است که خشت‌هایش را با عشق درهم‌آمیخته‌اند و حرارت ناب آن از ملکوت تا زمین ادامه دارد. خورشید سامرا آن‌چنان گرم و مطبوع است که نفحات آن از بهشت حکایت می‌کند. و بهشت همین حوالی است. همین‌جا …
حلاوت اسم‌های نورانی در این حریم روی لب‌های شکرک زده است. هرکسی که می‌آید در چشم‌هایش طلایی‌ای خورشید می‌درخشد و زیارت‌نامه‌ای از جنس سرمستی پیمانه‌های کوثر بر روی  دست‌هایش در جریان دارد.
تصویر این روزها را باید از همان فرشتگانی بگیریم که هرروز راه رسیدن به آسمان را در این شهر طی می‌کنند. قاب عکس تمام این عاشقان ، با گل آفتابگردان از آن دست خویش‌اندازهایی است که دیگر تکرار نمی‌شود. من همین امشب با سوسن‌ها و نرگس‌ها به سراغ آفتاب خواهم رفت تا برای همیشه در قاب عکس چشم‌های آسمان ماندگار شوم.

مطالب مرتبط

۱ دیدگاه

  • پاسخ دلارام ۶ فروردین ۱۳۹۶ در ۰۹:۰۲

    چقدر لطیف و در عین حال واقعی فضای اونجا را برای ما به تصویر کلمات میکشید .خدا قوت

  • درج دیدگاه