اربعین؛ نظریه‌پردازی تمدن نوین اسلام

۱۹ آبان ۱۳۹۶ / روزنوشت

سخنی با پژوهشگران و متفکران جهان اسلام

پیاده‌روی اربعین را می‌توان از زوایای مختلف مورد بررسی قرارداد. مثلاً خوب است عده‌ای بیایند و با ابزارهای علمی به پایش جمعیت و نحوه حضور و جمع‌آوری اطلاعات و آمار بپردازند تا از تحلیل داده‌ها به برآیندی از اتفاقات انسانی در اربعین دست پیدا کنند. از سوی دیگر به نظر می‌رسد علاوه بر تحلیل جمعیتی، لازم است بعضی از نمادهای اربعین، در یک مداقّه پژوهشی مورد توجه قرار گیرد. نمادهایی که در حقیقت روح این حرکت خروشان است . این دست‌ کارها اگرچه نوعی مطالعه پژوهشی روش¬مند به‌حساب می‌آید ، اما در تصمیم‌گیری‌ها و تحلیل‌ها به کمک کسانی می‌آید که می‌خواهند از این حرکت به پاسخ مسائل اصلی خودشان برسند. کمی تلخ است اما لازم است در همین یادداشت، توجه متفکران را به این مهم جمع کنم که هنوز مطالعه پژوهشی روش¬مندی در این حوزه به‌صورت عمومی منتشر نشده یا خیلی کم منتشر شده است. به عبارتی، احساس کم‌کاری در این حوزه بسیار به چشم می‌آید، این نکته را با اشراف به مجموعه منشورات و همایش‌های علمی پیرامون اربعین عرض می‌کنم.
معتقد هستم برای «تمدن سازی» و «نظریه‌پردازی» در «تمدن نوین اسلام»، لازم است جریان خروشان اربعین موردمطالعه همه‌جانبه پژوهشی قرار گیردتا این مطالعات، گزارش‌هایی اجمالی و تفصیلی در ابعاد مختلف، استخراج و تحلیل شود. اینکه یک جمعیت ۲۰ میلیونی در طول حدود یک ماه ، مسافت‌های مختلفی را از کشورهای گوناگون جهان بپیمایند تا در یک روز مشخص به کربلا برسند، می‌توان موضوع مداقّه جدّی متفکران و پژوهشگران باشد، گو اینکه اگر این رخداد در غرب شکل می‌گرفت تاکنون حتماً برای آن در حوزه‌های پژوهشی اتفاقات شگرفی رخ‌داده بود.
پیشنهاد اساسی این یادداشت برای متولیان امور نه تنها در ایران بلکه در جهان اسلام آن است که به‌سرعت مداخل موضوعی اربعین استخراج‌شده و در قالب «دانشنامه اربعین» مدون شود.
ما یعنی شیعیان دنیا در جایگاهی قرارگرفته¬ایم ‌که معادلات اومانیستی و سوسیالیستی دنیا را به هم زده‌ایم، اما این حرکت را هنوز نتوانسته¬ایم در بدنه متفکران و اندیشمندان دنیا را جاری کنیم. اصولاً اربعین یک حرکت مردمی خودجوش است که به‌سرعت توانسته گوی سبقت را هم از متفکران برباید و هم از متولیان اجرایی و فرهنگی. این عقب‌¬افتادگی طبقه اندیشمند بیش از اینکه برای حرکت اربعین نقصی داشته باشد، اصولاً نقدی جدی به روشنفکران و متفکران است. باید تأسف خورد که هنوز جهان تشیع، راهبرد مشخصی برای اربعین نداشته و هم چنان از خروشانی و تلاطم جاری اربعین جامانده است .
اگرچه نفس پیاده‌روی تا کربلا بسیار جذاب و بهجت آفرین است و گروه‌های فرهنگی و اجتماعی تمایل دارند در مسیر حرکت زائران انواع و اقسام خدمات را ارائه نمایند اما به نظر می‌رسد، پذیرایی از زائران را باید به مهربانی عراقی‌ها سپرد و سایر گروه‌ها کارهای زمین‌مانده مثل مطالعه در جهت تدوین نظریه تمدن نوین اسلامی را پیگیری نمایند. هرسال که از برگزاری این همایش عظیم می‌گذرد، مردم عارفانه‌تر و عاشقانه‌تر گام در این مسیر می‌گذارند اما مدیران و متفکران هم-چنان بهت‌زده به این مقوله نگاه می‌کنند.
ما در اربعین برای سؤالات راهبردی بسیاری می‌توانیم پاسخ بدیع بیابیم، پاسخی که درواقع پنجره¬ای رو به‌مواجهه با دنیا به‌سوی¬مان می‌گشاید و این کار زمین‌مانده را باید به همت و هدایت اندیشمندان به سرانجام برسانیم، که اگر این‌گونه شود بی‌شک، در آینده دنیا تأثیر گذار خواهیم بود.
سانسور و سکوت رسانه‌ای غرب در مواجهه با حرکت اربعین، گواه است که این پدیده برای آن‌ها ناشناخته است و در حقیقت ناشناخته خواهد ماند، چراکه با پش‌فرض‌های اندیشه غرب همخوانی ندارد، پس اربعین فرصتی است برای احیا تفکر اسلام ناب و دست‌یابی به آستانه¬ای از تمدن نوین اسلام که انسان را به «آرمان‌شهر و مدینه فاضله» می¬رساند.

مطالب مرتبط

دیدگاهی ثبت نشده است.

درج دیدگاه