تجمع سوگ و صلح

۳ آبان ۱۳۹۷ / روزنوشت

اربعین که می‌شود باید به کربلا بروی تا بدانی در این شهر چه می‌گذرد که این شهر را از تمام جهان متمایز می‌کند. حالا آنچه می‌بینی، اثبات می‌کند که حتی بزرگ‌ترین دوربین‌ها هم برای به تصویر کشیدن روح این تجمع سوگ و صلح کوچک‌اند.
در این هماوردی بزرگ، رود خروشانی از مردان، کودکان و بیش از همه زنان سیاه‌پوش افق تا افق را پر می‌کند. جمعیت آن‌قدر زیاد است که صدها کیلومتر مسافت را مسدود می‌سازد. پیمودن فاصلهٔ بین جنوبی‌ترین شهر عراق تا کربلا با ماشین سخت و طاقت‌فرساست، چه رسد به این پاهای خسته که قرار است طول را مسیر با پای پیاده طی کند.
برای زائران دو هفتهٔ کامل طول می‌کشد تا این راه را تا کربلا پشت سر بگذارند. افرادی از تمام گروه‌های سنی خستگی راه رفتن در زیر آفتاب سوزان در طی روز و سرمای نسبی شب را متحمل می‌شوند. آن‌ها حتی بدون اساسی‌ترین تجهیزات سفر از مسیر زمین‌های ناهموار و تالاب‌های خطرناک سفر می‌کنند. آن‌ها در کنار عشق سوزان و بزرگشان به حسین علیه‌السلام، چیز زیاد دیگری با خود حمل نمی‌کنند. بیرق‌ها و پرچم‌ها در مسیر جهان را به هماوردی می‌خواند و پارچه نوشته‌ها، هدف این حرکت را به‌کل جهان اعلام می‌کند؛ آه ای حسین جان، بعد از تو همه‌چیز بی‌ارزش است.
این پیام بخشی از رجز عباس علیه‌السلام، برادر و سرلشکر حسین علیه‌السلام است که برای همیشه در حافظه تاریخ ماندگار شده است.
اربعین را باید در قدم‌های آهسته آن پیرمرد نجفی جستجو کنی که می‌گفت این بار نهمی است که این مسیر را آمده است ولی این بار چون عمل قلب باز انجام داده است، دکتر او را از آمدن منع کرده است، به همین دلیل دو تا از خواهرزاده‌هایش با یک کوله‌پشتی پر از قرص و دارو همراهش آمده‌اند، و بعد باحالتی که درست متوجه نمی‌شوی خنده است یا گریه، می‌گوید: ولی توی این سه روز پیاده‌روی حتی یک قرص هم مصرف نکردم.
اربعین را باید در حسرت‌های آن مرد اهل موصل جستجو کنی که وقتی بعد از نماز جماعت ظهر و عصر برای استراحت کنارش نشسته‌ای، دست‌هایت را می‌فشارد و می‌گوید ایرانی‌ها را از صمیم قلب دوست دارد و می‌گوید دو سال در جنگ ایران و عراق حضورداشته ولی به خدا قسم حتی یک ایرانی را نکشته است و چندین سال هم در ایران اسیر بوده است. وقتی از او می‌پرسی که اهل موصل عموماً سنی هستند، او لبخند می‌زند و می‌گوید در ایران مستبصر شده است و زمانی هم که فرزندانش او را صدا می‌زنند که همراه آن‌ها برود، به آن‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید که در میان تمام عشیره‌اش تنها او و فرزندانش شیعه هستند!
و هنگام خداحافظی، که اصلاً تمایلی به آن ندارد، می‌گوید: همه ما برادریم، همه ما عراقی‌ها و ایرانی‌ها برادریم، برای اثبات برادری‌مان همین بس که الآن همه ما در این مسیر به سمت کربلا حرکت می‌کنیم. بعد همین‌طور که دور می‌شود، می‌گوید: اصلاً شیعه تا امام حسین (ع) را دارد یکید واحده است، ایرانی و عراقی و کرد و ترک و اروپایی و هندی و پاکستانی معنا ندارد.

کربلا ۱۵ صفر ۱۴۴۰

مطالب مرتبط

دیدگاهی ثبت نشده است.

درج دیدگاه