از خواست رسانه‌ها تا درخواست از رسانه‌ها

۲۶ آذر ۱۳۹۷ / روزنوشت

در نگاه اول رسانه بیش از اینکه جریان‌ساز باشد گزارش‌گر است. یعنی اجتماع در مواجهه با پدیده رسانه‌گری، متمایل است روایت صادقانه‌ای از اتفاقات را ببیند، نه اینکه در جریان شکل‌گیری یک حرکت قرار گیرد. با این نگاه رسانه؛ ابزار ردیابی حقیقت پیرامون مجتمع‌های انسانی است. این همان نقطه ابتدایی بحث‌های گسترده رسانه‌ای است که گاه با در اختیار گرفتن تعاریفی غیرواقعی از رسانه سعی در بزرگ کردن بیش‌ازحد آن یا نادیده انگاری آن دارند. رسانه هرچه که هست تنها یک روایتگر است یعنی حقیقت و واقعیت موجود را باید به بهترین نحوه گزارش نماید. در دنیای امروز، جنگ رسانه‌ها نیز از همین زاویه قابل‌درک است، چراکه بی‌کم‌وکاست و کاست دینای امروز ما دنیای جنگ روایت‌هاست، دنیای جنگ گزارش‌ها، دنیای جنگ ردیابی‌هاست. مثلاً خیلی ساده می‌توانیم دریابیم که روایت بنگاه‌های رسانه‌ای غرب از موضوع جنگ در یمن با روایت جبهه مقاومت از جنگ در یمن متفاوت است. غرب توان لجستیک رسانه‌ای حجیم‌تری دارد پس غلبه گفتمانش در دنیا مشهود است. این به معنای جریان‌سازی نیست، این معنای غلبه روایتگری است! حال سخن اینجاست آیا تنها غلبه روایتگری برای ایجاد جریان‌های جهانی کافی است؟ به نظر می‌رسد بررسی این نکته همان نقطه طلایی درک رسانه‌ای از حقایق و وقایع است. اگر به حجم و غلبه روایتگری باشد اصولاً نباید جهان تا این حد متمایل به حمایت از مردم ستمدیده باشد، پس چه برون‌دادی پیش روی ماست.

معلوم می‌شود رسانه‌ها چونان کوزه‌های سفالی هستند که می‌توانند از زلالی آب سرشار باشند و حیات‌بخش و روح‌افزا… و می‌توانند هلاهل باشند تا کام‌ها تلخ شود. آنچه در این ظرف رسانه انباشته‌شده است و سرریز می‌شود مایه اصلی جان‌ها و جهان‌هاست.

«خواست رسانه» به‌عنوان یک ظرف، انتقال مفاهیم به اجتماع است. یعنی رسانه می‌تواند هر مفهومی را به جامعه منتقل کند. زلال آب را، زهرِ هلاهل را یا شربت را. این همان «خواست رسانه» است. یعنی سازوکارهایی در این فرم از ارائه وجود دارد که با به‌کارگیری تکنیک‌های روایت هرچه می‌خواهد را برای مخاطب خود روایت کند.

رسانه در طول سال‌های متمادی رشد و بالندگی خود، عصر به عصر توانسته این قابلیت را ارتقا دهد. مفاهیم در ظرف رسانه رنگ‌بندی‌های گوناگون دارند و صاحبان رسانه می‌توانند آن را به رنگ دلخواه خود به مخاطب ارائه نمایند، آن‌گونه که ذهن مخاطب غیرازآن را اصلاً تصور نکند.

پس یادمان باشد؛ رسانه بستر روایت‌هاست و خواستگاه ردیابی حقیقت‌ها.

با این گشایش باید به بازگشایی پنجره دوم رو بیاوریم. پنجره دوم، «درخواست از رسانه» است. اجتماع از رسانه چه می‌خواهد؟ چه انتظاری دارد؟ رسانه را در چه ترازی در معادلات خود لحاظ کرده است؟

وقتی به اینجا می‌رسیم باید اجتماع را تعریف کنیم و این‌گونه است که هر جامعه بشری و اجتماع مردمی بر اساس اقلیم، عقاید، دین و … تعریف‌ها، بایدها و نبایدهای خاص خودش را پیدا می‌کند. طبیعتاً جامعه بشری مبتنی بر تفکر سکولار با جامعه دین‌دار فرق می‌کند. طبیعی است رویکرد اومانیسم با اندیشه خداباورانه در دو فضای کاملاً متفاوت نقض می‌کنند. و این تفاوت‌ها در رسانه کاملاً مشهود است. رسانه به‌واقع روایتگر همین بن‌مایه‌هاست. روایت رسانه از جامعه دینی قطعاً با روایت رسانه در جامعه غیردینی متفاوت است. حتی از این دقیق‌تر آنکه مفاهیم مشترک بین جوامع که علی‌الظاهر در تمام جوامع دریافت مشترکی از آن‌ها هست در شکل رسانه‌ای خود با تفاوت‌های جدی روبرو خواهد شد.

بر اساس این رویه منطقی، رسانه باید گزارشگر درخواست جامعه پیرامونی خود باشد. در قرن اخیر البته تلاش‌هایی برای ایستادگی در مقابل درخواست‌های اجتماعی از رسانه شکل‌گرفته است که به نظر می‌رسد راه به‌جایی نبرده است. اما شکل واقعی جنگ رسانه درجایی شکل می‌گیرد که اندیشه‌ورزان بخواهند درخواست‌های اجتماع را در یک بازه زمانی تغییر دهند تا رسانه‌ها به‌جای روایت اجتماع خود روایت‌گر تغییر باشند. درست همان نقطه‌ای که از آن به تهاجم فرهنگی یا شبیخون فرهنگی یاد می‌شود. به عبارتی تهاجم فرهنگی برگردان کاذب درخواست اجتماع از رسانه‌ها و بازتاب آن در رسانه‌هاست.

به نظر می‌رسد گلوگاه اُحد جنگ رسانه‌ای انقلاب اسلامی در همین نقطه اتفاق افتاده است. یعنی با طلوع انقلاب شکوهمند اسلامی خواست رسانه انقلاب اسلامی در حال شکل گرفتن بوده اما درخواست‌های اجتماعی به شکل معناداری متناسب با این شرایط تطبیق نداشته است. و این یعنی بحران رسانه‌ای! اتفاق بسیار خطرناکی که حاصلی جز تردید، ناامیدی و دوگانگی ندارد. مخاطب در این وانفسا به‌سرعت به تضاد می‌رسد و این تضاد موریانه‌وار تمام بنیادها و بناها را فرومی‌نشاند. همین اتفاقی که اگر امروز به آن نرسیم به‌سرعت روزگارمان را فراخواهد گرفت. رسانه‌های ما از همین زاویه است که بیشتر رنگ سکولار دارد تا دین.

راه‌برون‌رفت رسانه‌ای چیست؟ اندیشه مترقی انقلاب اسلامی به نظر می‌رسد برای برون‌رفت از این بحران راه زیبایی را پیش رو گذاشته است که اگر رسانه‌ها در روایتگری آن کوشا باشد و ابزارها در جهت ارائه محتوا به بهترین نحو بهره‌مند شوند، شکوفایی اجتماع و بالندگی جامعه را به همراه خواهد داشت.

رسانه اگر بتواند روایتگر «حق» باشد و خود را دررسیدن به این حق با رویکردهای اخلاقی مجهز نماید، اتفاقی نو را در مراوده اجتماع و رسانه ایجاد کرده است. اندیشه انقلاب اسلامی که بر مبنای تعالیم قرآن و عترت شکل‌گرفته است همواره مسلمانان را بر این مهم فرامی‌خواند اما متأسفانه هنوز نتوانسته است رسانه‌گران حقیقی خود را بیابد تا روایتگر اندیشه‌های ناب اسلامی باشند.

بیان حق علاوه بر ابعاد اجتماعی یک راهبرد اساسی اخلاقی در اندیشه اسلام ناب است که رسانه می‌تواند با چشم‌انداز آن مرزهای روایت رسانه‌ای خویش را حتی از اجتماع مسلمانان فراتر ببرد. رسانه اخلاق‌مدارِ حق‌باورِ خدامحور در سه دسته مرتبه شکل می‌گیرد:

اول خدا و رسانه: زیربنای اندیشه در این رسانه تعالیم وحیانی است. چه اینکه آنچه در تفکر اسلام ناب بیان می‌شود ترجمان آیات نورانی خداوند است: «و آنک لَتُلقّی القرآن مِن لَدُن حکیمٍ علیمٍ؛ بی‌شک قرآن از سوی پروردگاری حکیم و دانا بر تو القاشده است». (نمل:۶)

دوم خود و رسانه: اندیشه آنگاه قابل‌انتشار می‌شود که رسانه‌گران خود به آن اندیشه ایمان داشته باشند. به باور رسیده باشند. مفاهیم ملکه جان آن‌ها شده باشد تا درنهایت بتوانند به روایتگری آن برسند. رسانه اگر بخواهد راوی حق باشد باید حق‌مداری را در وجود خویش پایدار نماید، آن‌چنان‌که سرلوحه رفتارها قرار گیرد. «سَنُقرئکَ فَلا تَنسی؛ ما قرآن را بر تو می‌خوانیم و تو هرگز فراموش نخواهی کرد». (اعلی:۶)

باید آن‌چنان حق، ملکه جان رسانه‌گران شود که فراموشی به آن راه نیابد. این‌گونه است که می‌توان فریاد حق و روایتگر حقیقت بود.

سوم رسانه: گام سوم پس از درک عمیق مفاهیم وحیانی و ملکه شدن حق در جان انسان‌ها نوبت به انتشار آن مفاهیم ژرف در قالبی نیکو می‌رسد. این انتشار نیکو در حقیقت همان رسانه‌ای است که این روزها ما آن را می‌شنویم و می‌بینیم. اگر رسانه اخلاق‌مدار باشد: «ما ینطقُ عن الهوی؛ هرگز از روی هوای نفس سخن نمی‌گوید.» (نجم:۳) اگر رسانه حق‌باور باشد: «و ما هو عَلی الغَیب بِضَنین؛ او نسبت به آنچه از وحی دریافت داشته بخل نمی‌ورزد». (تکویر: ۲۴) و این‌گونه می‌شود که رسانه خدامحور در نشر معارف الهی به‌جایی می‌رسد که در یک رویکرد هنجاری حجت بالغه را بر مردم تمام می‌کند.

طبیعی است اگر بخواهیم روی این خط فرضی ترسیم‌شده در این نوشتار قدم برداریم باید زمینه‌هایی را فراهم نماییم تا مجتهدان معارف دینی و اخلاقی گام در اندیشه‌ورزی نهاده و خود را به رسانه‌گران نزدیک کنند تا مفاهیم را در کوره دقت و تتبع آبدیده ساخته، برای انتشار در اختیار روایتگران رسانه قرار دهد.

این حکایت همچنان ادامه دارد تا بتوانیم به لایه‌های پنهان رسانه گری حق‌مدار دست‌یابیم. اما شاید اولین گام فراروی روایتگران رسانه، تفکیک «خواست رسانه» به‌عنوان ابزار باشد با «درخواست از رسانه» خدامحور. طبیعی است تبدیل خواستارهای رسانه که عموماً با زیرساخت‌های اندیشه اومانیستی و سکولار تدوین‌شده است با درخواست‌های رسانه‌ای از رسانه خدامحور است، همراهی نکند. تأمل در این حوزه ما را به این نکته طلایی می‌رساند که اسلام ناب از زیرساخت عمیق رسانه‌ای در تعالیم خود برخوردار است تنها نیاز به کشف اندیشه‌ورزان دارد. فَانّما علیک البَلاغُ المُبین؛ به‌درستی که تو تنها وظیفه ابلاغ آشکار را داری.

 

مطالب مرتبط

دیدگاهی ثبت نشده است.

درج دیدگاه