تو را خدای مدینه به قلب‌ها بخشید

۲۰ فروردین ۱۳۹۸ / شعر

شبیه قطره باران که جان به ما بخشید

تو را خدای مدینه به قلب‌ها بخشید

 و روز در تپش آفتاب پنجم بود

که دست لطف خداوند ماه را بخشید

صدای خنده تو کوچه را معطر کرد

و گریه هات به این کوچه‌ها صفا بخشید

قنوت از نفس خانه پَر گرفت و پرید

سپس به گوشه سجاده ربنا بخشید

شکافت قلب زمین را و نام روشن تو

چو چلچراغ به این شهرها جلا بخشید

سکوت چشم تو را تا همیشه با خود داشت

ترا برای محرم به نینوا بخشید

غروب روز دهم بود و نینوا می‌سوخت

که راز پیرهنش را به بوریا بخشید

به نیزه بود دوچشمی که تا اذان می‌گفت

به سمت‌وسوی زمین رد اهدنا بخشید

شکسته گریه شدیم و شکسته‌تر زخمی

چقدر آه که پردردها صدا بخشید

من از تلاطم این روز خوب فهمیدم

خدا تمام خودش را به کربلا بخشید

مطالب مرتبط

دیدگاهی ثبت نشده است.

درج دیدگاه