غزل‌روضه

۲۶ اسفند ۱۳۹۸ / شعر

به خاک پای امام کاظم علیه السلام

 

در گوشهٔ زندان که صدا محو سکوت است

یک قلب ترک‌خورده پر از حسِ قنوت است

گفته است که در خانه کسی هست؛ شمایید

این خانه تجلیگه آیات بیوت[۱] است

موسی شو و بر نیل بزن چوب عصا را

راهی بنما بادیه، عین برهوت است

درد من خسته به زمین رحم ندارد

یک طایفهٔ گم‌شده، در بهتِ هبوط است

آمد به کرشمه ببرد دین ترا لیک

حالا پی عشاق خدا، در ملکوت است

 

من آمده‌ام از سفر دور به تقدیر

از شهر کریمانه‌ترین آیهٔ تطهیر

من آمدم تا که سلامی برسانم

از جانب معصومه، پیامی برسانم

گفته است رسیدید غزل‌روضه بخوانید

از داغ اسیری پدر اشک فشانید

گفتند اسیری شما داغ نهفته است

گفتند غریبی شما درد نگفته است

 حالا من و این صحن و سرا حضرت کاظم!

من آمده‌ام کرببلا حضرت کاظم!

 

در کرببلا دختر ارباب اسیر است

آن پرده‌نشین غم مهتاب اسیر است

زنجیر به پارفت کنون، آبله انداخت

چون تیر سه شعبه به حرم حرمله انداخت

از هرم عطش در نفس آب ترک خورد

زینب پی این قافله صدبار کتک خورد

بر نیزه نشاندند سر گل‌پسری را

تا شام کشیدند غم دربه‌دری را

گهواره شکسته است کسی آب ندارد

این لشکر عشق است که ارباب ندارد

 

گفتی به پدر درد و غم خویش بگویید

گفتی غم آیینهٔ دل‌ریش بگویید

من هم دو غزل‌گریه در این صحن سرشتم

با زخم در این صحن و سرا اشک نوشتم

 

 

 

 

[۱] في بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ؛ در خانه‌هایی (قرار دارد مانند معابد و مساجد و منازل انبیاء و اولیاء) که خدا رخصت داده که آنجا رفعت یابد و در آنها ذکر او شود و صبح و شام تسبیح و تنزیه ذات پاک او کنند.

مطالب مرتبط

دیدگاهی ثبت نشده است.

درج دیدگاه