قدح

۳ فروردین ۱۳۹۹ / شعر

به دلیل خلقت حضرت ختمی مآب صلی الله علیه و آله

 

این شعر نیست رقص جنون خیز واژه‌هاست
یک مثنوی شمیم دل‌انگیز واژه‌هاست
این شعر در معاشقه‌ای جاودانه است
ساقی بریز مستی من عارفانه است
من مست مستم از قدح پر شراب «او»
لبریزم از ترانه بده از سبوی «هو»
دف می‌زند کسی به دلم شور ریختند
صد چلچراغ از آینه و نور ریختند
امشب سروش مستی عالم سرودنی است
در آسمان خروش ملائک شنیدنی است
از لامکان ضیاء شعاعم رسیده است
ای عشق دف بزن که سماعم رسیده است
«لولاک» از فراز زمین نور می‌رسد
مردی شبیه حادثه «طور» می‌رسد
مردی که آفتاب جبینش همیشگی است
انوار کبریایی دینش همیشگی است
خورشید وامدار شعاع نگاه اوست
شرجی‌ترین قنوت سحر در پگاه اوست
از نور پاک اوست که «شق‌القمر» شده است
بازار گرم شمس و قمر بی‌اثر شده است
خشکیده آب‌های فریب از نگاه او
جوشید «کوثری» علوی در پناه او
این شعر نیست رقص جنون خیز واژه‌هاست
یک مثنوی شمیم دل‌انگیز واژه‌هاست
از چشم آسمان بده ساغر که بی‌خودیم
مستیم، «سلسبیل» بیاور که بی‌خودیم
امشب دوباره نور به چشمم چکیده است
گل‌واژه‌های شور به چشمم چکیده است
احمد خروش واژه «لولاک» می‌شود
تندیس حق‌پرستی افلاک می‌شود
احمد شمیم رایحه صبح باور است
احمد گل است، اسوه آیات داور است
امشب به عرش از قدمش نور می‌چکد
از آسمان به خاک زمین طور می‌چکد
قنداقه پیچ حضرت او مریم است و عشق
این نور از تبار گل آدم است و عشق
امشب زمین مکه چراغانی گل است
از عرش تا زمین همه بارانی گل است
از نای دشت بانگ حجاز است گوش کن
این بیت‌ها وقف نماز است گوش کن
آوای شور در تب تکبیر ریختند
در هر مقام آینه تأثیر ریختند
تا انتهای دشت قنوتش ادامه داشت
فریادهای سرخ سکوتش ادامه داشت
جز چشم‌های آبی بارانی علی
جز دیده به عشق چراغانی علی
کس یار او نبود در این جرگه غروب
مردی غریب بود در این تنگه غروب
این شعر نیست رقص جنون خیز واژه‌هاست
یک مثنوی شمیم دل‌انگیز واژه‌هاست
از باده ولای تو مستیم تا ابد
از کوثرت بریز قدح یا علی مدد

مطالب مرتبط

دیدگاهی ثبت نشده است.

درج دیدگاه