آرشیو برچسب

شعر

آیینه‌بندان

روزنوشت‌های سفر به سامرا/ تعویض ضریح مطهر امامین عسکریین علیهم‌السلام
در هوای تو گرفتار بهاران شده‌ام
باز هم‌صحبت یک قطره باران شده‌ام
روی گل­برگ گل نرگس شب بو؛ شبنم
دست در زلف پریشان درختان شده‌ام
بادها را به سرانگشت تحیّر بُردم
مثل یک قاصدک ساده، پریشان شده‌ام

۲۸ اسفند ۱۳۹۵

کشتن خورشید

آتش گرفته بود حرم … شعله آب شد بر نيزه ها دوباره سري آفتاب شد مي سوخت خيمه ها و كسي هم نمي رسيد از تشنگي شراره آتش …سراب شد باران اشك بر تف اين دشت مي نشست هر قطره در تلاطم آتش حباب…

۲۵ بهمن ۱۳۸۵