آرشیو برچسب

فراغزل

هزاره کبود

پرنده روی سیم خاردار… گل نمود… صبح بود هوا هنوز گرگ ومیش ابر بود و انفجار و دود پرنده بال می زند گرفته بود دامنش به خاک ها به خارهای آهنی که بوی داغ می دهند… شب  شهود چقدر پنجره گشوده شد به روی…

۱ فروردین ۱۳۸۶

فراغزل

خنده مرده بود .. در نگاههای سرد… آسمان شهر پر ترک پر از بهانه های این و آن کسی نمی نوشت نامه هیچ کس در آن سکوت سراغ قلب های پاک را  نمی گرفت… وبی امان شکسته می شد آسمان کوه آفتاب رود شکسته…

۲۷ دی ۱۳۸۵