آرشیو برچسب

گریه

داغداری

مثل بنفشه ها همه داغداری ات / گل کرده اند در نفحات بهاری ات / پوشانده ای همیشه براندام نازکت / گلبرگ های تیره ای از سوگواری ات…

۳ اسفند ۱۳۸۵

غریبی

از آن روزی که گل بر سینه اش دوخت نگاهم را هزاران بار افروخت چه می شد ای خدایا ! مادر من چو ابراهیم در آتش نمی سوخت من زار و نزار و خسته …ای وای خون بر دل من نشسته… ای وای آرام…

۳۰ بهمن ۱۳۸۵

کشتن خورشید

آتش گرفته بود حرم … شعله آب شد بر نيزه ها دوباره سري آفتاب شد مي سوخت خيمه ها و كسي هم نمي رسيد از تشنگي شراره آتش …سراب شد باران اشك بر تف اين دشت مي نشست هر قطره در تلاطم آتش حباب…

۲۵ بهمن ۱۳۸۵

مذاب داغ حسين

 آنچه در اين روزها بيشتر از هر روز ديگر به ذهن خطور مي كند درد و داغ تجهيز تدفين سيد الشهداء است. اگرچه قول مشهور آن است كه حسين عليه السلام سه روز و سه شب در بيابان بي غسل و كفن دفن نشده…

۱۶ بهمن ۱۳۸۵

شريك بزرگ غمهاي حسين عليه السلام

 هر چه از روز دهم فاصله مي گيريم بايد دل هاي زلال تري داشته باشيم تا عمق اين فاصله را درك كنيم خدا كند دلهايمان سنگ تر از سنگ نشود . خدا كند بر قلب هاي ما قفل دلمردگي نباشد، كه اگر كار به…

۱۵ بهمن ۱۳۸۵

حسین سرخ ترين خون تاريخ

 غبار مرگ، كربلا را فرا گرفته است. ديگر صداي چكاچك شمشيرها نمي آيد . هلهله لشكريان خاموش شده و تنها زوزه باد است كه از لابه لاي درختان تا فرات و از فرات تا خيمه هاي سوخته در گذر است .عاشورا تمام شده است…

۱۴ بهمن ۱۳۸۵

كار از كار گذشت

خورشيد يازدهم، ياراي بالا آمدن از فراز كوهها را ندارد … كار از كارگذشته است و زمين باقي مانده است شرمساري داغ سترگي كه براي هميشه بر پيشاني زمان حك شده است . اگر هزار هزار لبيك گو فرا رسند، حسيني نمانده است كه…

۱۳ بهمن ۱۳۸۵

لا حول ولا قوه الا بالله

روز دهم يك روز به پهناي تاريخ است . روزي فراتر ازتمام روزها. لحظاتي گسترده تر از تمام لحظاتي كه بر زمين گذشته است . فصلي است تكرار نشدني در حافظه خلقت . حضور در اين روز و درك سوگوارنه طلوع آفتاب محرم تنها…

۱۲ بهمن ۱۳۸۵

دايره المعارف عاشقي

از ابتداي نگارشي اين واژه ها تا اين لحظه آن چه بيش از هر چيز ديگر گفته ايم، حكايت داغ انسانيت است، حكايت مصيبت مسلماني ها، حكايت سوگ نفهميدن است. نمي دانيم به كجا مي رويم ؟ و چرا مي رويم ؟ اگر به…

۷ بهمن ۱۳۸۵